صدق مي‌كند. در حقيقت كار انتقال رياضيات عربي به اذهان مردم اروپا بيشتر با مساعي مستمر يهوديان و مسيحيان صورت گرفت‌. مثلاً جوواني برشايي در ترجمه‌ٴ رساله‌ٴ اسطرلاب زرقالي از عربي با يعقوب‌بن ماهر همكاري داشت‌، و آرمانگو پسر بلز، در ترجمه‌ٴ رساله‌ٴ ربع همين‌ يعقوب‌بن ماهر از زبان عبري وي را ياري كرد؛ آثار ابن عزرا در زمينه‌ٴ اخترگويي را هاگين و هانري‌ بات از عبري ترجمه كردند. بايد توجه داشت كه در دو مورد از اين سه مورد، رياضيات عربي‌ پس از گذشتن از مجاري عبري به قلمرو لاتيني راه يافت‌.
با اين حال‌، برجسته‌ترين نمونه‌ٴ همكاري يهود و مسيحي در اين زمينه با حمايت آلفونسوي‌ دهم‌، ملقب به فرزانه‌، پادشاه كاستيل و ليون صورت گرفت‌. مهم‌ترين مترجمان او يهودي بودند. ولي چند مسيحي هم با آنان كار مي‌كردند. آنان بر سراين يا آن بخش از كار دوبه‌دو كار مي‌كردند؛ مثلاً يهودا بن موسي با خوان داسپا؛ كه نشان مي‌دهد آنان براساس روش قديم شرقي كار مي‌كردند ــ توسط مترجمي كه زبان متن اصلي را بهتر مي‌دانست يك ترجمه‌ٴ مقدماتي تهيه‌ مي‌شد و دانشمند مسيحي كه زبان متن اصلي را بهتر مي‌دانست آن را تكميل و انشا مي‌كرد1. لازم نيست درباره‌ٴ عظمت كاري كه توسط مترجمان مكتب آلفونسو صورت گرفت چيزي‌ بگويم‌. بدبختانه بيشتر توجه آنان معطوف آثاري بود كه در درجه‌ٴ دوم اهميت‌، يا به‌خاطر تمايلات احكامي سخت زيان‌آور بودند. صحت اين مطلب از عقيم ماندن مساعي فراوان آنان‌ معلوم مي‌شود. آلفونسو حتي مي‌توانست يك اخترشناس خلاق به وجود آورد.
ج‌) اسپانيا. علايق نجومي آلفونسو به ترجمه منحصر نشد. او هوشمندانه دريافت كه اين گام‌ اول است‌، و نه آخر. همه‌ٴ اخترگويان به زيجي بهتر از آنچه زرقالي در نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ يازدهم‌، تدوين‌ كرد نياز شديدي احساس مي‌كردند. با حمايت پادشاه و هدايت يهودا بن موسي و اسحاق بن سيد براساس مختصات جغرافيايي طليطله و مطابق سال 1272، زيج بهتري تأليف شد. زيج آلفونسي را در 1292، در پاريس شناختند. تأثير آن پيش از سده‌ٴ چهاردهم‌، چندان محسوس نبود. وقتي‌ اخترشناسان سده‌ٴ سيزدهم‌، از زيج طليطله سخن مي‌گويند منظورشان زيج زرقالي است‌.
رامون لول‌، بي‌آن كه اخترشناس باشد، بدان علم هم مانند علوم ديگر علاقه داشت‌. وي‌ رساله‌هاي نجومي و رياضي نوشت كه آشكارا نشان مي‌دهد چندان بهره‌اي از آنها نداشته‌.
د) ايتاليا. عده‌ٴ زيادي در ايتاليا به اخترشناسي و اخترگويي علاقه داشتند؛ ولي تنها يك‌ رياضيدان خلاق مي‌شناسيم به نام جوواني كامپانوي ناوارايي كه اصول اقليدس ترجمه‌ٴ آدلارد


1. اين روش خوب در آغاز نهضت ترجمه‌، يعني تهيه‌ٴ كتاب‌هاي درسي دارالفنون تا اوايل عصر مشروطيت‌، در ايران هم معمول بود، متأسفانه بعدها، از رونق‌ افتاد. در اين اواخر، سعي شد با بررسي ترجمه‌ها توسط ويراستاران تا حدي از مشكلات آنها كاسته شود، ولي اين كار با توفيق همراه نبود. ــ م‌.